شيخ حسين انصاريان

372

اهل بيت (ع) عرشيان فرش نشين (فارسى)

جو از من برنمىآيد ؟ يا محبت من نسبت به پيامبر كمتر از اوست ؟ سپس قدح را از كنيزك گرفته ، بر زمين زد به طورى كه قدح شكست و آش بر زمين ريخت . پيامبر صلى الله عليه و آله پاره‌اى از قدح را كه اندكى از آش جو در آن بود برداشت و تناول فرمود و به دنبال كنيزك آمد و گفت : اى كنيز ! اگر عايشه پرسيد پيامبر از اين آش خورد بگو آرى و آنچه از حفصه ديدى و شنيدى به او مگو كه سبب نزاع شود و كدورتى ميان آن دو پديد آيد كه من دوست ندارم غبار ملالى به خاطر كسى بنشيند . و بعد از اين حادثه بود كه آيهء شريفهء . « وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ » « 1 » . « و يقيناً تو بر بلنداى سجاياى اخلاقى عظيمى قرار دارى » . نازل شد « 2 » . بزرگوارى و كرامت روايت است كه عكرمه فرزند ابوجهل روز فتح مكه به سوى يمن گريخت . جماعتى او را از كرم و بزرگوارى رسول خدا صلى الله عليه و آله و اينكه حضرت كسى را بر گذشته‌اش سرزنش نمىكند و نيز بر گناه و جرم گذشتهء كسى مؤاخذه نمىنمايد خبر دادند ؛ عكرمه بازگشت و ترسان به مسجد الحرام آمد . پيامبر صلى الله عليه و آله چون او را ديد از جاى برخاست و رداى مباركش را براى او

--> ( 1 ) - قلم ( 68 ) : 4 . ( 2 ) - منهج الصادقين : 9 / 371 .